میراث یک ابرمرد
(نگاهی به زندگی مرحوم حجت الاسلام و المسلمین عربی)

ششم دی ماه هشتاد و نه یکی از روزهای تلخ تاریخ ترشیز کهن است روزی که در آن جامعه سیاسی ترشیز با یکی از بزرگترین مردان خود خداحافظی کرد :"حجت الاسلام و المسلمین محمد علی عربی" ؛او که به روی همه لبخند می زد ،مهربان و صمیمی بود ،با احترام با همه صحبت می کرد ،از بطن مردم برخاسته بود وپس از آن که اوج گرفت همچنان خاستگاه خود را به یاد سپرد گاه او را در بازار می دیدی که مثل همه مردم عادی ،زنبیل به دست به دنبال خرید مایحتاج زندگیست،گاه می دیدی که بر خلاف بسیاری از مسئولین کنار معبری ایستاده است و با همان لبخند همیشگی با مردم گفتگو می کند به حرفهایشان با دقت گوش می کند و...... . این همه باعث شده بود که مردم او را از خود بدانند با او راحت باشند و دوستش بدارند اما زمستان 89 سرآغاز جدایی همیشگی مردم ترشیز کهن از حجت الاسلام والمسلمین محمد علی عربی است ششم سیاه دی ماه هشتاد و نه او برای همیشه از بین ما رفت اینک سه سال پس از پرواز سبکبارانه اش وظیفه خود می دانم تا از جهت یادآوری وعبرت آموزی نکاتی چند از زندگی آن مرحوم را بازگو کنم نخواستم که سوگواره بنویسم و یا سیاهه ای سرشار از احساسات به خورد شما مخاطبان عزیز بدهم نیت نگارنده از نوشتن این مطلب صرفا یاد آوری خصوصیت هاییست که هنوز هم می تواند در یک انسان متجلی باشدهر چند که متاسفانه در دوره ما مشاهده چنین ویژگیهایی در یک مسئول کیمیا شده است :
آن مرحوم بسیاری از ویژیهای یک انسان مدرن را در خود ایجاد کرده بود و به عبارتی یک شهروند بود که خود را مهیای زیستن در جهانشهر سالهای پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم نموده بود و اینک برخی از ویژگیهای آن انسان مدرن :
الف)انسان مدرن خود واقعی اش را با تمام وجود می پذیرد و ادراک می کند از ضعف ها و قوت ها داشته ها و نداشته های خود آگاه است و آنها را پذیرفته است و برای رسیدن به هر جایگاهی خود را به آب و آتش نمی زند و صرفا در جایگاهی قرار می گیرد که ایمان دارد می تواند در آن جایگاه موثر باشد مرحوم عربی این ویژگی را در خود پرورش داده بود به همین دلیل برای رسیدن به پست و مقام خود را به آب و آتش نزد و حتی در برخی دوره ها پست هایی هم به ایشان پیشنهاد شد اما آن مرحوم با صداقت و واقع بینی آنها را بررسی می کرد و پاسخ می داد به عنوان مثال در دوره اصلاحات به ایشان پیشنهاد شده بود که سمت مدیر کلی فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان را بپذیرد اما آن مرحوم نپدیرفته بود سالها بعد ،از ایشان پرسیدم که دلیل اینکه این سمت را نپذیرفتید چه بود ؟ایشان با صداقت تمام گفت با خودم فکر کردم مدیر کلی فرهنگ و ارشاد ویژگی هایی می خواهد که من برخی از آنها را ندارم و مثالهایی نیز برای من آورد واضح بود که او توانسته بود از سطح یک انسان عادی و سنتی بالاتر برود و تبدیل به یک انسان مدرن شود و علاوه بر آن اخلاص و سلامت نفس خود را همچنان زنده نگه داشته بود به دلیل اینکه تمامی ویژگی های خود را به خوبی می شناخت و ادراک کرده بود سعی کرد در جایی که می تواند از همه جا مفید تر باشد انجام وظیفه نماید :"حوزه علمیه" پس از دوره دوم مجلس ،آن مرحوم به کاشمر باز می گردد و تا پایان عمر در این منطقه اقامت دارد طبیعتا تجربه نمایندگی دوره دوم باعث شده بود که بسیاری از شخصیتهای مملکتی با حجت الاسلام والمسلمین عربی آشنا شوند وبه استعدادها و ظرفیتهایی که آن مرحود داشت پی ببرند به همین دلیل بود که در چند نوبت سمت هایی مانند امامت جمعه چند شهرستان،معاونت پارلمانی وزارت کشور ،مدیر کلی فرهنگ و ارشاد اسلامی در استان خراسان ،خدمت در سپاه پاسداران و برخی مصادر سیاسی دیگر در تهران به ایشان پیشنهاد شده بود ولی آن مرحوم به دلیل ایمان به این موضوع که پرورش و تربیت طلبه واقعی ،خالص ، حقیقی و مردم دار از ریشه ای ترین مسائل جامعه است هیچکدام از سمتهایی را که به ایشان پیشنهاد شده بود نپذیرفت و تا آخر عمر بخش اعظم انرژی خود را وقف تربیت شاگردان خود در حوزه علمیه نمود آخرین آرزوی ایشان راه اندازی مرکز استعدادهای درخشان حوزه علمیه در کاشمر بود که با همین هدف ساختمان جدید حوزه حاج شیخ کاشمر را بنا نهاد قدم بعدی ساخت استاد سرا و انتقال اساتید مجرب به کاشمر بود که متاسفانه اجل مهلتش نداد بی اعتنایی آن مرحوم به قدرت ویژگی ارزنده ای بود که متاسفانه امروزه در کمتر کسی یافت می شود اگر به وضعیت امروز نگاهی بیندازیم می بینیم که عده ای برای بدست آوردن کوچکترین موقعیتها حاضرند تن به هر کاری بدهند اما آن مرحوم از کنار پستهای عالیرتبه می گذشت تا اهداف متعالی خود را دنبال کند جالب تر آنکه او بدون آنکه در مسند سیاسی حضور داشته باشد از بسیاری از سیاستمداران فعالتر بود و برای بسیاری مسایل مهم تا پایان عمر پیگیری می کرد بی شک اگر سایر اصلاح طلبان ترشیز به مانند او پیگیر امور و مسایل منطقه ای و ملی می بودند امروز ترشیز در وضعیت بهتری قرار داشت اصلاح طلبان در همین سه سال فقدان ایشان گاهی از اوقات (مثلا انتخابات مجلس انتخابات شوراهای اسلامی انتخاب شهردار)،اشتباهاتی داشته اند که اگر آن مرحوم در قید حیات بود بی شک در صدد اصلاح آن بر می آمد
ب)انسان مدرن و خود شکوفا ،به شدت قایل به پیشرفت است و پیشرفت را به معنای واقعی کلمه اش جستجو می کند به همین دلیل بود که آن مرحوم می گفت در دوران نمایندگی مجلس یک پیشرفت و توسعه ملی را دنبال می کرده است نه یک پیشرفت منطقه ای ؛بی تعارف باید بپذیریم که در حال حاضر بخش اعظمی ازنمایندگان محترم مجلس بیشتر وقت خود را صرف مسائل بومی و منطقه ای خود می کنند تا مسائل ملی ،بسیاری از آنها هم که سعی می کنند در مسایل سیاسی فعال باشند ،بسیاری از اوقات درگیر روزمرگیهای سیاسی هستند نه مسائل کلان و بنیادین ملی و حقیقتا حجم بالایی از نطقها،سوالها ،تذکرات ایین نامه ای ،استیضاحها و لابیهای دیگر نمایندگان فعلی ریشه در مسائل منطقه ای دارد اما مرحوم عربی که حدود سی سال قبل نماینده مردم بوده است مترقی تر رفتار می کرده است آن مرحوم می گفت هر گاه بحثی از یک پروژه عمرانی به میان می آمد من با خودم فکر می کردم که این پروژه در چه منطقه ای میتواند بیشتر مثمر ثمر باشد و سعی می کردم آن پروژه به همان منطقه برود تا تاثیر بیشتری بر جامعه بگذارد و همیشه از اینکه صرفا به دنبال اختصاص داد ن طرحها به منطقه خودمان باشم خودداری می کردم علاوه بر آن از آنجا که آن مرحوم در طول دوران نمایندگی مجلس عضو کمیسیون اقتصادی بود تبعا دائم با بودجه سالانه کشور درگیر بوده اند به همین دلیل بود که می گفت من در طول سال به طور مرتب گزارش عملکرد بودجه را مطالعه می کردم و دقت می کردم که عملکرد دولت با آنچه در بودجه سالیانه آمده است تطبیق داده شود و مراقب بودم که تخلفی در این زمینه صورت نگیرد و در صورت بروز تخلف ؛آن را پیگیری می کردم جالب اینجاست که در دوره نمایندگی آن مرحوم دولتی بر سر کار بود که با ایشان همفکر و هم داستان بود و ایشان بدون تعارف به وظیفه نظارت خود عمل می کرد و متاسفانه اینک با نمایندگانی سر و کار داریم که تخلفات آشکار مجریان بودجه را به چشم می بینند اما هیچ برخوردی نمی کنند گذشته از این آن مرحوم به فعالیتهای پارلمانی ،اهمیت بیشتری از امور اجرایی و عمرانی میداد به نحوی که در طول دوره نمایندگی جز یک جلسه در هیچ کدام از جلسات پارلمان غیبت نداشته است آن هم به این دلیل بوده که در دوره دوم ،جلسات مجلس در روزهای فرد برگزار می شده است اما یک روز در پایان جلسه علنی ،آقای هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس اعلام می کند که فردا هم جلسه داریم اما آن مرحوم متوجه این اعلام نمی شود و این جلسه را از دست می دهد به غیر از این جلسه خارج از برنامه ،آن مرحوم در تمام جلسات مجلس شرکت داشته است همچنین توجه شدیدی به حضور به موقع و سر وقت در جلسات پارلمان داشته است به نحوی که می گفت فقط در یکی از جلسات پارلمان که با نطق نماینده فریمان آغاز شده بود کمی تاخیر داشته است و در سایر جلسات دقیقا به موقع حاضر می شده است و در خصوص دستور جلسه از قبل بررسی می کرده و با مطالعه قبلی به جلسه می رفته است تا بتواند در مذاکرات پارلمان و رای گیری طرحها و لوایح نقش مفیدی داشته باشد این روحیه نیز به نوبه خود کاملا ستودنی است چرا که در حال حاضر گاهی پیش می اید که برخی جلسات به دلیل نرسیدن تعداد نمایندگان به حد نصاب قانونی تشکیل نمی شود و تمامی جلسات مجلس تعداد قابل توجهی غایب دارد بگذریم که گاها دیده می شود برخی حاضران در جلسات توجه چندانی به مذاکرات و روند امور جلسات مجلس ندارند خبرگزاریها عکسهای زیادی را مخابره نموده اند که در آن مثلا یک نماینده خانم ،در حال بررسی الگوهای خیاطی مجلات است دیگری تبلت به دست بین نمایندگان می چرخد و عکس خنده دار فلان شخصیت را به دیگران نشان می دهد یکی چرت می زند عده ای هم که هرروزه در گوشه ای از صحن علنی دور هم می نشینند و حرف می زنند و به مذاکرات توجه نمی کنند از همه بدتر عده ای در پارلمان حاضر می شوند اما در هنگام رای گیری در این امر مهم شرکت نمی کنند و نظری در خصوص طرحها و لوایح نمی دهند
ج)انسان مدرن و خود شکوفا یک جهان اخلاقی را بر جهان غیر اخلاقی ترجیح می دهد و به نظر من مهمترین ویژگی مرحوم عربی در آمیختن امر اخلاقی و امر سیاسی بود از این رو او یک سیاستمدار اخلاق گرا بود و توانسته بود سیاست را با لگام اخلاق مهار کند سیاست در نزد آن مرحوم تا بدانجا مشروعیت داشت که چارچوبهای اخلاقی را کنار نگذارد و شاید به دلیل همین ویژگی بود که بدخواهان او نتوانستند آن مرحوم را از عرصه سیاست و عرصه عمومی حذف کنند و دقیقا به دلیل همین بود که تا آخرین روزهای زندگی همچنان مورد اعتماد و احترام عموم مردم بود و حتی هر از گاهی توسط کسانی که در سایر خط و خطوط سیاسی بودند طرف مشورت قرار می گرفت علاوه بر آن به ویژه در دوره نمایندگی در پیگیری امورات مردم به چپ و راست توجه نمی کرد و اگر کسی به او عرض حال می نمود فارغ از اینکه وابسته به چه جناح و حزبیست کارش را خالصانه پیگیری می کرد او از این شاخه به آن شاخه نپرید رنگ عوض نکرد و حتی در سالهای آخر عمرش که شاید سخت ترین شرایط سیاسی زندگی آن مرحوم و بسیاری از همفکرانش بود نه تنها بر عقایدش پای می فشرد بلکه به جای تقیه کردن و کنج عافیت گزیدن از اندیشه های اصولی خود و همفکرانش دفاع کرد او اگر وارد گروهی می شد تا پایان بدان گروه پایبند بود از آنها نبود که پا به گروه و ائتلاف بگذارند اما در عمل گروه و ائتلاف خود را دور بزنند و از آن سوء استفاده کنند و با تکروی و تک رای بالا بیایند شاید یکی از دلایل شکست نیروهای خط امام ترشیز در انتخابات مجلس سوم همین پایبندی ایشان به عهد و پیمان های جمعی و ائتلافی بود و گرنه شاید اگر او به برخی از روشهایی که امروزیان بدان می پردازند پرداخته بود نماینده دور سوم ترشیز نیز هم او بود لیکن او تا آخرین لحظات حرمت رقیب همفکرش حجت الاسلام والمسلمین حسن زاده را رعایت کرد و با شدت و غلظت و افراط کار نکرد . اگر در رقابت انتخاباتی شرکت می کرد اخلاق رقابت را رعایت می کرد به همین دلیل می گفت در رقابتهای مجلس دوم پیشنهاد داده بودم که با رقیبم آقای قدوسی عکس مشترک چاپ کنیم تا هزینه ها کمتر شود و به تیم تبلیغات سفارش کرده بودم اگر بر روی دیواری دیده بودند که عکس رقیب من در حال کنده شدن است حتما آن عکس را محکم به دیوار بچسبانند نه اینکه آن را پاره کنند و از بین ببرند
د)انسان مدرن سعی می کند از رسانه های گروهی استفاده نماید و اطلاعات و آگاهیهای خود را نوسازی کند آن مرحوم نیز تا آخرین روزهای عمر خود هرگز مطالعه را کنار نگذاشت و روزانه چند ساعت مطالعه می کرد و این روندی که بود که عمری سرلوحه کار ایشان بود در دوران جوانی جزو معدود طلبه های روزنامه خوان بوده است به نحوی که به قول خوش علی الدوام کیهان و اطلاعات سالهای دهه پنجاه را مطالعه می کرده است به خاطر دارم برادرم به نشریه ای علاقمند شده بود برای خرید نشریه به تنها کیوسک ارائه دهنده آن نشریه مراجعه کرده بود مسئول کیوسک گفته بود:" چون مشتری همیشگی نداریم نمی آوریم ،در کل کاشمر فقط مرحوم عربی آن نشریه را به طور مستمر مطالعه می کرد که از زمانی که ایشان از دنیا رفته است چون نشریه خریدار دائمی ندارد و معمولا بر گشت می خورد دیگر آن نشریه را نمی آوریم"
علاوه بر روزنامه و کتاب از سایر رسانه ها نیز استفاده می کرد از اوان جوانی پس از آنکه مرحوم پدرش ازمکه یک دستگاه رادیو برای ایشان سوغات می اورد سعی می کند که اخبار روز جهان را از طریق رادیوهای مختلف دنبال کند این پیگیری تا آخرین لحظات با ایشان بود به نحوی که تا همین اواخر اخبار رادیو را گوش می داد و هر از گاهی نظرش را در مورد اخبارها و تحلیلهای برخی از رادیوها مطرح می کرد
ر)انسان مدرن به اساس و پایه مسائل توجه دارد نه ظاهر و پوسته آنها و مرحوم عربی در منابر خود این مهم را رعایت می کرد تا قبل از شروع عملیات ساخت و ساز حوزه علمیه حاج شیخ کاشمر ایشان برای پرداختن به منبر وقت کافی داشت تاکید داشت که با مطالعه قبلی به منبر برود در روزهایی که در مسجد قائم کاشمر به منبر می رفت به جای پرداختن به ذکر مصیبت و منقبت(که البته در جای خود اهمیت دارد)؛وقت مخاطبلن خود را صرف تفسیر قران می کرد در خلال تفسیر قران اشاراتی به سایر منابع دینی مانند نهج البلاغه نیز می کرد و برای انکه تفسیر کاملی ارائه نماید هر از گاهی از اخبار علمی فرهنگی اقتصادی و حتی سیاسی در خلال تفسیر استفاده می کرد در دهه محرم نیز به جای تاکید بر شور حسینی بیشتر بر شعور حسینی تاکید داشت به همین دلیل بیشتر به مفاهیم بنیادین دینی می پرداخت تا بیان روایات تاریخی و ذکر جنبه های احساسی قیام امام حسین(ع) ،به نظر نگارنده این امر مزیت خاص منبرهای مرحوم عربی بود خاصه آنکه در جامعه ای زندگی می کنیم که موجی از احساس گرایی مذهبی در آن به راه افتاده است و اکنون در مواعظ و منابر غلبه با بحث های مربوط به فروع دین است و نه اصول دین ،شرایطی که گمان دارم نمی تواند پاسخگوی انسان قرن 21 باشد و اگر قرار است که شهروند ایرانی بتواند در قرن جدید با تکیه بر پشتوانه های دینی اخلاقی و ملی خود زندگی مناسبی داشته باشد دیر یا زود جامعه باید به همان روشی باز گردد که مرحوم عربی سرلوحه کار خود قرار داده بود یعنی توجه و تمرکز به بنیان های دین و اصول آن.
در پایان ضمن تشکر از مسئولین نشریه آوای کاشمر بابت چاپ این مطلب ،تاکید می کنم زندگی مرحوم عربی ویژگی های مثبت دیگری هم دارد که قاعدتا نمی توان به همه آنها در چارچوب فضا و زمان نشریه دو هفته نامه پرداخت امید است دوستداران ایشان همت کنند و در قالب یادبود و گرامیداشت ایشان جزوه و یا کتاب در خور شانی منتشر نمایند
والسلام
امیر حیدریان
30 شهریور 1401 بازنشسته شدم.