تبریک سال تحصیلی 95-94
امسال 18دانش آموز کلاس اولی و 5 دانش آموز دومی دارم.

ب
جمعا 23دانش آموز
شهرستان کاشمر روستای نای
سال تحصیلی 95-94

سرگذشت دانه ها ( سوالات متن کتاب )
پاسخ ها بیش تر مربوط به وبلاگ کلاس دوم از سرکار خانم شهرزاد می باشد .
و من دخل و تصرف اندکی داشته ام .
درون میوه ها چه می بینید؟ دانه
تعداد دانهها در کدام میوهها از همه بیشتر و در کدام میوهها کمتر است؟ در خیار و هندوانه زیاد و در زردآلو , هلو و گیلاس کم است.
کدام دانهها سفتتر و کدام دانهها نرمتر است؟ دانهی خیار و گوجه نرمتر و دانهی زردآلو و گیلاس و هلو سفتتر است.
کدام دانهها را میخوریم؟ خیار، نخود، گوجه، لوبیا، عدس، توتفرنگی ، هندوانه
از دانهها چه استفادههای دیگری میکنیم؟ برای تهیه ی روغن , دارو ،چاشنی برای غذا ،کرم ،صابون ومواد آرایشی و........استفاده می کنند.
کدام بخشهای دانه، غذای ماست؟ اندوخته غذایی ولی ما معمولاًهمه ی قسمت های دانه را می خوریم .
کدام جانوران را میشناسید که غذای آنها میوه یا دانه است؟ تمام پرندگان مثل کبوتر دانه میخورند و خرگوش , سنجاب , گاو
گوسفند و بسیاری از حیوانات اهلی میوه و دانه می خورند.
شما هم یک باغچهی کوچک درست کنید. در باغچهی خود چه دانههایی میکارید؟ لوبیا ، گندم ، برنج ...
برای نگهداری از گیاهان خود چه کارهایی انجام میدهید؟ باید آب و نور خورشید و خاک و کود به آن ها برسد.
از میان دانهها و میوههایی که مشاهده کردید، کدام یک را باد بهتر جابهجا میکند؟ چرا؟ دانههای پنبه , قاصدک و کاج چون خیلی سبک هستند و به راحتی باد آنها را جابهجا میکند.
انسان و جانوران چگونه به پراکنده شدن دانهها کمک میکنند؟ انسان با کاشتن و قلمه زدن و جانوران مثل سنجاب که گردو و بلوط را خاک میکند و ذخیره میکند و بعد درخت میشود.
در محل زندگی شما کدام گیاهان را با قلمه زدن زیاد میکنند؟ گل رز، شمعدانی، حسن یوسف ، بـیـد ، .
چگونه گیاهان به ما و جانوران کمک میکنند؟ غذا (میوه ، دانه و برگ و ...) ، تهیه دارو ، صنایع چوب ، رنگ و از سایه درختان هم استفاده میکنیم.
چگونه ما و جانوران به گیاهان کمک میکنیم؟ پراکنده کردن دانهها و میوهها – تهیه ی کود – آبیاری – انسان با کاشتن دانه و قلمه زدن گیاهان را زیاد میکند و میوه و دانه گیاهان را پروروش میدهد.
وبلاگ من بیش تر جنبه ی تخصصی آموزشی برای کلاس اول و دوم ابتدایی است و یک وبلگ خبری و اطلاعاتی نیست .
اما مطلبی را که در زیر می خوانید , به قلم دوست عزیزم امیر حیدریان یک ادای دین است به ساحت مقدس آن مرد بزرگ .
باور کنید من کلماتی را نمی توانم بیابم در وصفش , به جز بغض گلویم که آن نوشتنی نیست.

ششم دی ماه هشتاد و نه یکی از روزهای تلخ تاریخ ترشیز کهن است روزی که در آن جامعه سیاسی ترشیز با یکی از بزرگترین مردان خود خداحافظی کرد :"حجت الاسلام و المسلمین محمد علی عربی" ؛او که به روی همه لبخند می زد ،مهربان و صمیمی بود ،با احترام با همه صحبت می کرد ،از بطن مردم برخاسته بود وپس از آن که اوج گرفت همچنان خاستگاه خود را به یاد سپرد گاه او را در بازار می دیدی که مثل همه مردم عادی ،زنبیل به دست به دنبال خرید مایحتاج زندگیست،گاه می دیدی که بر خلاف بسیاری از مسئولین کنار معبری ایستاده است و با همان لبخند همیشگی با مردم گفتگو می کند به حرفهایشان با دقت گوش می کند و...... . این همه باعث شده بود که مردم او را از خود بدانند با او راحت باشند و دوستش بدارند اما زمستان 89 سرآغاز جدایی همیشگی مردم ترشیز کهن از حجت الاسلام والمسلمین محمد علی عربی است ششم سیاه دی ماه هشتاد و نه او برای همیشه از بین ما رفت اینک سه سال پس از پرواز سبکبارانه اش وظیفه خود می دانم تا از جهت یادآوری وعبرت آموزی نکاتی چند از زندگی آن مرحوم را بازگو کنم نخواستم که سوگواره بنویسم و یا سیاهه ای سرشار از احساسات به خورد شما مخاطبان عزیز بدهم نیت نگارنده از نوشتن این مطلب صرفا یاد آوری خصوصیت هاییست که هنوز هم می تواند در یک انسان متجلی باشدهر چند که متاسفانه در دوره ما مشاهده چنین ویژگیهایی در یک مسئول کیمیا شده است :